تبليغاتX
مغرور صد فریب
 
مغرور صد فریب
 
 
ما از برون در شده مغرور صد فریب، تا خود درون پرده چه تدبیر می‌کنند
 
هر تولدی یه مرگی داره. مرگ نابهنگام این وبلاگ هم مصادف شده با سالروز تولدش. خیلی زودتر از چیزی که دوست داشتم مجبورم اینجا رو خراب کنم. آخه همیشه همه چیز اونطوری که آدم دوست داره پیش نمیره.

دلم برای کامنت‌هاتون تنگ میشه. ولی بازم میبینمتون. تو وبلاگهاتون.

خداحافظ مغرور صد فریب. یه خداحافظی پر از غصه.

 |+| نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 12:40  توسط مجتبی 

پاراگراف اول دفترچه شماره دو کنکور ارشد:

با سلام ضمن آرزوی توفیق الهی برای شما داوطلبان گرامی ... با امید این که ... قبول شدگان بتوانند در سنگرهای علم و ایمان پاسدارانی شایسته برای حفاظت از حریم اسلام و تداوم بخش دستاوردهای انقلاب اسلامی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی باشند...

 |+| نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 11:46  توسط مجتبی  | 
نتیجه کنکور اومد. ۸ فلسفه علم، ۹ منطق. خوشحالم زیاد
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:41  توسط مجتبی  | 
حداد عادل: گرانی هست، ولی امنیت داریم!

همسرم رفته دانشگاه، شاهرود. سه تا قاتل تو این شهر ول میگردن.

هفته قبل تو شهر کوچیک ما، گنبد، کنار دریاچه مصنوعی یه دختر ربوده شد.

پلیس امنیت اجتماعی دو برابر شد. از این به بعد پلیس امنیت اجتماعی به شرکت های خصوصی هم سر میزنه.

بخش خبری سیما: افزایش نا امنی در لندن، دیگه خانم های انگلیسی نمیتونن شبها تنها برن بیرون. خدا رو شکر ما همیشه با خیال راحت میریم بیرون.

دستتون درد نکنه، من اینجا همچین دارم از احساس امنیت خفه میشم.

دکتر احمدی نژاد: سرانه قدرت خرید مردم بالا رفته، اوضاع معیشتی مردم طی چند سال اخیر بهتر شده.

بخش خبری سیما: ۸۰ درصد مردم آمریکا معتقدن طی چند ماه گذشته اوضاع اقتصادی این کشور بدتر شده.

اجاره خونه ای که توش زندگی میکنم تو محله طرشت! ۴۰۰ هزار تومانه. خط فقر چطور میتونه پایینتر از ۷۰۰ هزار تومان باشه؟

دستتون درد نکنه اوضاع معیشتی توپ شده پریده تو گلوم، دارم خفه میشم.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:24  توسط مجتبی  | 

بالاخره، "موش‌ها و آدم‌ها" اثر مشهور جان اشتاین بک رو خوندم. نمی‌دونم چرا تو دنیای نمایشنامه نویسی اینقد به آدم‌های بازنده پرداخته می‌شه.

یه نقل قول از اشتاین بک، در تأیید نظریات یاسین در مورد حقارت نوشتن: داستان بد داستانی است که تأثیری بر خواننده نگذارد. قضاوت درباره داستان نوشته شده سخت نیست، اما پس از سالیان، هنوز آغاز به نوشتن یک داستان زهره‌ی مرا می‌برد.

بله، تأیید نظر یاسین از زبان یه نویسنده موفق.


جهل پدر ترسه، ترس هم برادر مرگه. حرومزاده‌ها!


قهرمانی دل‌انگیز رئال با پیروزی دلچسب دیشب کامل شد.


با سخنرانی سید حسن نصرالله خیلی حال کردم، دمش گرم. تنها راه مقابله با جریان خائن ولید جنبلاط نابود کردن این جریانه. به قول داداشم، جنبلاط آدم بشو نمیشه.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:46  توسط مجتبی  | 
این حاج محمود دیگه انقدر گند زده که برای انتخابات بعدی خود آقا مجبور شده با این سن و سال راه بیفته اینور و اونور تبلیغات...

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:56  توسط مجتبی  | 
هیچ لذتی بالاتر از دوست داشتن و دوست داشته شدن نیست.
 
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 14:33  توسط مجتبی  | 

من که از شنیدن دروغهای احمدی نژاد خسته شدم، ولی دکتر از گفتن این حرفها خسته نمیشه. ۳ ساله منتظریم دست عوامل فساد رو قطع کنه، دزدا رو افشا کنه، عدالت رو برقرار کنه. این کارا رو که نمیکنه هیچی، هر روز هم یه گند جدید میزنه. والا هر کی بود دیگه روش نمیشد بعد از ۳ سال باز هم همون حرفا رو بزنه. باز خدا رو شکر سال آخرشه، اگه به فضل الهی و امدادهای غیبی و نبوغ ملت دوباره رأی نیاره.

بعد از اینکه همه گفتن دکتر بیا از ملت عذرخواهی کن، ایشان در کمال خضوع چنین فرمودند: بنده باید ازشما عذر خواهی کنم چرا که حقیقت این است که باور ما این بود وقتی مشکل شناخته شد و به بانک مرکزی و وزارت اقتصاد دستور داده شد که در راستای حل مشکل گام بردارند متاسفانه آنها وظیفه خود را انجام ندادند و وضعیت به همین شکل ادامه یافت و از سوی دیگر برخی از دستگاه ها نیز وظیفه اصلی خود را انجام ندادند و با آن بدنه مافیایی نتوانستند مقابله کنند.

بگذریم که جمله چقدر دقیقه و دستور زبان فارسی رو ترکونده!


کمک یک میلیاردی به سریلانکا


تندروی حکومت در برخورد با منتقدان و مخالفان، باعث تندتر شدن انتقادات و مخالفتها میشه، و این تو ایران بزرگترین خدمت به سکولاریزمه!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 15:21  توسط مجتبی  | 

سلام. عروسیمون به خیر و خوشی تموم شد. از همه دوستانی که تشریف آوردن یا دورادور تبریک گفتن ممنونم. خیلی لطف داشتین.

ماه عسل رفتیم بابلسر، خوش گذشت.

امروز رفتم پیش پورنکی معاون آموزشی ریاضی. شدیداً احتیاج به روانپزشک داره. درمان با دارو توصیه میشه!! کاش اینا میفهمیدن وقتی یه نفر دکتر میشه، این دکتر شدنش، دلیلی برای بی ادب شدنش نیست. والا بقال سر کوچه باشعورتر به نظر میرسه.

یاسین داره میاد ببینیمش.

رئیس جمهور به همه واحدهای مسکونی دستور داد به صورت ضربتی قیمت خودشونو بکشن پایین در غیر این صورت دکتر خونه ها رو رو سر صاحباشون خراب میکنه. به استاندارها هم دستور داد که طرحهای عمرانیشون مضربی از سی باشه. دکتر جون، میشه به گوجه فرنگی هم دستور بدی قیمت خودشو بکشه پایین؟!

وزیر اقتصاد گفت خیالتون تخت، تورم مهار شدنی نیست. باز خدا پدر اینو بیامرزه که داره یه جورایی راست میگه. ولی بنده خدا یادش رفت بگه "با وجود این حاکمان" تورم مهارشدنی نیست.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 17:0  توسط مجتبی  | 

یکشنبه هفته بعد روز عروسیمه. اوضاع خوبه. ولی یه سختیهایی هم داره. خوشحالم. خوش میگذره. امیدوارم همیشه همینطوری بمونه. یه کمی خسته‌ام. کلی کار هست برای انجام دادن. البته بیشتر کارا رو بقیه باید انجام بدن، ولی استرسشو منم باید تحمل کنم. از اخبار دورم ولی:

سفیر جمهوری اسلامی ایران در ترکمنستان در گفت و گویی با ایرنا از هزینه 62 میلیون دلاری شرکت های ایرانی در ترکمنستان خبر داد.

دستشون درد نکنه. فک کنم جایزه قطع کردن گازه، نه؟

کلی چیز تو ذهنم هست، ولی به درد وبلاگ نمیخوره!! برا همینه که اینجا یه کمی اوضاعش ناهنجاره. دیر آپ میشه. وقتی هم میشه انگار نشده. فعلاً چاره‌ای نیست.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 12:25  توسط مجتبی  | 
 
  بالا